شعر احساس

منو یادم بکن یادم بکن یاد....

ای همیشگی ترین عشق...

هرجا هستم با خیالت پرم از شعر و ترانه

                                                      ای همیشگیترین عشق توی مرگ عاشقانه

عاشقانه ی منیو همه ی بود و نبودم

                                                      تو که نیستی تا ببینی پر از درد وجودم

منم اینجا تک و تنها قدر دنیا از تو دورم

                                                      ای پناه جسم سردم ای همه شوق حضورم

گرچه دورم از نگاهت چشم براتم پشت شیشه

                                                      تو یعنی تمام لحظه ،لحظه یعنی تو همیشه

هرجا هستم با خیالت پرم از حس رهایی

                                                      ای گناه آخر من که برام رنگ خدایی

عاشقانه ی منیو لحظه های ناب بودن

                                                      ای که محتاجم به چشمات واسه عاشقانه موندن

هرجا هستم با تو هستم جنس احتیاج و خواهش

                                                      دست بکش رو تن خستم بگو از حرم نوازش

دست بکش رو گونه ی من بگو هستم تا همیشه

                                                       تو یعنی تمام لحظه،لحظه بی تو که نمیشه

...

                                                        ...  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:12  توسط hamed farzaneh  | 

شبای انتظار

تقدیم به بهونه شبای بیداری من!!!!!!

شبای انتظار من غم و غروب و بی کسی

به این امید که نازنین یه روز به دادم برسی

یکی یکی می گذرنو روزای بدتر میرسه

اما هنوز سهم منه یه دل پر از دلواپسی

یه روز غروب تموم می شه آفتاب و مهتاب می زنه

منو دلم صبر می کنیم گرچه نمونده نفسی

نه می گیری دست منو نه پا میزاری رو دلم

برای این کهنه نفس مثل هوای قفسی

نمازمو میشکنمو بوسه به دستات میزنم

همش به تو فکر میکنم که تو برام مقدسی

از دیدن نگاه تو نگاه من منتظره

به چشممون خواب نمیاد منو خدای اطلسی

......

.....

حامی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 3:29  توسط hamed farzaneh  | 

واسه تو...

امروز يه اتفاقي واسم افتاد كه فكر ميكنم اين شعر وصف حالم باشه!!!!.

واسه تو فرقی نداره یکی اینجا مبتلاته

بی نیاز از همه دنیاست ولی محتاج چشاته

برو هرجا که دلت خواست بیخیال منو چشمام

بزار تا ابد ببارم از تو که چیزی نمیخوام

میخوام این ترانه هامو به تو تقدیم کنم عشقم

آخه من به یاد چشمات همه شعرامو نوشتم

واسه تو فرقی نداره که بمیرم یا بمونم

دیگه تا آخر دنیا حرف دلرو نمیخونم

واسه تو فرقی نداره من هنوزم یه اسیرم

یه خرابو یه گرفتار که برای تو میمیرم

واسه تو فرقی نداره تو که جای من نبودی

اما باز فدای چشمات اگه قلبی بود شکوندی

اما این رسمش نبود که مارو زیر پا گذاشتی

خب دیگه چرا شکستی اگه که دوسم نداشتی

گرچه میدونم تو قلبت من دیگه جایی ندارم

اما هرروزمو هرشب تورو یاد دل میارم

گرچه ميدونم نمي خواي.......

.......

حامی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 3:19  توسط hamed farzaneh  | 

چشماتو واكن وببين

سلام اين شعري رو كه گذاشتم لطفا حتما بخونين كه برنده ي چنديد جايزه شب شعر و مسابقه شده وچندين شاعر مشهور روش نظر گذاشته مثل استاد هاتف كه به نظر ايشون اسم شعر رو تلنگر گذاشتم ولي خودم بهش مي گم چشماتو واكن وببين

چشماتو واكن و ببين يكي هنوز منتظره

از بسكه دنبال تو، از خودشم بي خبره

چشماتو واكن وببين دلم شده خونه ي غم

چشماتو واكن و ببين من اصلا هيچي نميگم

چشماتو واكن وببين من از تو ديونه شدم

اما خبر نداري كه منو گرفتي از خودم

يادت نره كه عشق تو اين دلو آتيش مي زنه

يادت نره كه ياد تو هميشه تو ياد منه

يه لحظه چشماتو ببند دوباره واكن و ببين

دنيا همين خاطره هاست خوب و بد فقط همين

يه لحظه چشماتو ببند حرف دلت رو جار بزن

بگو ديگه خسته شدي از لحظه لحظه كم شدن

يه لحظه چشماتو ببند دوباره واكن و ببين

دنيا پر از روشنيه بگذر از اين شب،شبنشين

يادت نره كه ميشه رفت از شهر شيشه اي تو

چشماتو واكن به خودت نگاه كن و بگو برو

يادت نره كه آسمون هرجا بري رنگ خداست

هرجا ميخواي برو ولي يادت نره خدا كجاست

چشماتو واكن خوب من اين ديگه بيت آخره

يكي مياد يكي ميره يكي هنوز مسافره

راستي....

يادت نره كه ميشه مرد به سادگي يك نفس

چشماتو واكن و ببين يادت نره همينو بس

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 22:30  توسط hamed farzaneh  | 

یا حسین

یا حسین مظلوم

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش
به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش


سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی


سلام من به محرم به کربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش


سلام من به محرم به حال خسته زینب
به بینهایت داغ دل شکسته زینب


سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل
به ناامیدی سقا به سوز و اشک ابوالفضل


سلام من به محرم به قد و قامت اکبر
به خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم


سلام من به محرم به گاهواره اصغر
به اشک خجلت شاه و گلوی پاره اصغر


سلام من به محرم به احترام سکینه
به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه


سلام من به محرم به عاشقی زهیرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش


سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش
به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش


سلام من به محرم به زنگ محمل زینب
به پاره پاره تن بی سر مقابل رینب


سلام من به محرم به انتظار رقیه
به پای آبله بسته به چشم تار رقیه


سلام من به محرم به شور و حال عیانش
سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش


سلام من به محرم به حزن نغمه هایش
به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 14:52  توسط hamed farzaneh  | 

آهای

اینم این شعر آقا رضا ی گل 

فقط دوستام ببخشن اگه زیاد وزن نداره چون این شعر رو با گیتار اجرا کردم و آهنگ و وزنشو اونجا هماهنگ کردم ولی همینجوری یه خورده ضغیفه....!

آهای خورشید تن طلایی من آهای ماه شبای بی ستاره

بیا بگذر از این غربت دلگیر به تنهایی من برگرد دوباره

بیا برگرد به شهر آرزوهام هنوزم خالیه جات توی قلبم

چرا انقده دوری از دل من مگه من با دل خستت چه کردم

جزاینگه عاشقت بودم و هستم جزاینکه چشم برات یه عمر نشستم

جز اینکه لحظه لحظه هام تو بودی جزاینکه لحظه به لحظه شکستم

آهای خورشید تن طلایی من چرا باور نداری بی تو تنهام

بیا برگرد به شهر بودن من ببین بوی تورو داره نفسهام

تو شهر لحظه های بی تو بودن کسی دنبال رد عاشقا نیست

بیا برگرد به این خونه ی خالی ببین که گریه ی مرد بی صدا نیست

آهای خورشید تن طلایی من بزن نورو به این شبهای تیره

اگرچه خستم از شبای کهنه ولی بازم دلم تو شب اسیره

دیگه خستم ازین شبای ابری دیگه خستم از این شبای گریون

بیا آفتابی کن روزو شبامو منو رد کن ازین بادو بارون

......

حامی



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 18:21  توسط hamed farzaneh  | 

فاصله

فاصله

تورو دوست داشتم و دارم هنوزم اگرچه دوری از شهر نگاهم

تورو جون نگاهت نگذر از من منو تنها نذار که بی پناهم

پی چشمای ناز و مهربونت به بی تابی و بی خوابی رسیدم

نگو که مصلحت تو رفتنت بود من از این فاصله خیری ندیدم

نمیدونی چه شبهایی سحر شد توی بهت غریب بی کسیهام

همه گفتن که تو تنهام گذاشتی ولی باور نکردم بی تو تنهام

منو این خلوت و این چشم گریون منو یاد نگاهت نازنینم

نمیزاشت لحظه ای تنها بمونم نمیزاشت لحظه ای خوابو ببینم

تو با دلخوشی های ناتمومت منم با غصه های بی شمارم

تو با دشت ستاره های شبهات منم با خلوتم با تک ستارم

تو بیزاری ازین نگاه تبدار منم عاشق اون نگاه بیزار

پر از انکار لحظه های خوبم مثل حس غریب خواب و بیدار

....

حامی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 4:13  توسط hamed farzaneh  | 

کمکم کن

کمکم کن تا بتونم در غصه رو ببندم                            تو بخند تا از نگاهت من غمگینم بخندم

توی این هجوم تکرار فصل تازه ای بنا کن                 پر شو ازحس رهایی جشنی از عشق به پا کن

کاشکی این خاطره باشه منو یاد تو بیاره                      همیشه یادت بمونم مثل تکرار دوباره

دست تنهامو بگیرو منو رد کن از سیاهی                 من و تو با هم می تونیم اگه تو فقط  بخواهی

دست تنهامو بگیرو کمکم کن تا بتونم                          تو به یاد من بمونی من به یاد تو بمونم

بگذر از هرچی غروبه اینجا خورشید چشم براته              هرجا میری برو اما بگو یاد من باهاته

بگو هستی تا همیشه مثل من که از تو هستم           مثل من که بی بهونه چشم براه تو نشستم

من ازت دوباره میشم تو فقط بهم نگا کن                 هرجا حس کردی غریبی منو با عشق صدا کن

حامی 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 0:1  توسط hamed farzaneh  | 

slide show برای ایران

جانم فدای ایران

طبیعت ایران

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:56  توسط hamed farzaneh  | 

دانلودpowerpoint برای عفونت ثانویه microreview

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 10:52  توسط hamed farzaneh  | 

دانلود آهنگ گیتار

این آهنگ هارو که از کارهای قبلی من به اصرار دوستم رضا گذاشتم تو وب

امید وارم خوشتون بیاد

فقط چون کیفیت پایینی داره با صدای کم گوش کنید

من خودم پیشنهاد می کنم اول دلشکسته و بعد به یاد او رو دانلود کنید

 دلشکسته  2shared

به یاد او        2shared 

 آرامش شب     2shared   

       

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 13:41  توسط hamed farzaneh  | 

آخه بگو...

عشق


آخه بگو کی قدر من دوست داره یه عالمه

واسه تو خنده میکنه با اینکه دنیای غمه

آخه بگو کی مثل من واسه تو قربونی میشه

با اینکه دوسش نداری دوست دوست داره تا همیشه

آخه بگو کی قدر من میتونه عاشقت بشه

همش خدا خدا کنه یروزی لایقت بشه

همش خدا خدا کنه یروز به چشمات برسه

دنیارو زندون ندونه حس نکنه تو قفسه

آخه بگو کی قدر من دوست داره چشمای تورو

میمیره و زنده میشه تو هر نفس حضور تو

تویی که دنیای منی چرا منو دوست نداری

.....

...

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:59  توسط hamed farzaneh  | 

از همون روزی که رفتی.......

من از اون روزی که رفتی همه چیزم شده گریه

گرچه نالایق اما،همه چیزم به تو هدیه

همه کارم شده گریه همه شبهام شده فریاد

همه شوقم شده حسرت روح و جسمم شده آزاد

من از اون روزی که رفتی دیگه آروم نگرفتم

اینجا بودم با حضورت تو که رفتی دیگه رفتم

دیگه اینجا جای من نیست من دیگه اینجا غریبم

 نمیدونستم که بی تو هرجای دنیا غریبم

چی بگم از غم چشمام،چی بگم از شوق دستام

تو که هیچوقت نمیدونی تویی معنی نفسهام

از همون روزی که رفتی آرزوهام بی تو مردن

ابرو بادو مه و خورشید منو به گریه سپردن

بی تو یعنی غم و غربت بی تو یعنی اشک و ناله

بی تو یعنی تو نباشی غم و نفرین و گلایه

....

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:46  توسط hamed farzaneh  | 

میدونم...

میدونم

میدونم خالیه دستام میدونم یه دنیا تنهام

اما هرکسی که هستم تورو میخوام تورو میخوام

میدونم واست غریبم واست هیچ فرقی ندارم

اما هرجایی که هستم واسه چشمات بی قرارم

اگه تکراریه شعرام اگه حرفام هم قشنگ نیست

اگه بی آبم و بیرنگ اگه چشمام هم قشنگ نیست

اگه بی تابم و بی خواب اگه شبهام بی ستاره ست

اگه حتی بودن من جنس تکرار دوباره ست

اما قلبم پر نور شب چشمام پر بارون

همیشه با منیو٬من٬تورو میخوام از دل و جون

میدونم برای چشمات چیز قابلی ندارم

دوتا چشم پر خونم٬تو بخواه برات ببارم

دلم میخواد دوروغ بگم٬بگم که تو مال منی

دوسم داری یه عالمه٬هیچ وقت منو نمیشکنی

دلم میخواد دوروغ بگم٬هرروز واست گل میارم

گرچه دوروغ ولی خوب٬من این دوروغو دوست دارم

میدونم خیلی کوچیکم پیش دریای وجودت

میدونم جایی ندارم حتی تو بود و نبودت

میدونم فقط یه خوابه٬تو دلت پامو بزارم

میدونم خیاله اما من این خیالو دوست دارم

میدونم همیشه بودم میدونم همیشه هستم

توکه اما نمیدونی من از این همیشه خستم

.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:34  توسط hamed farzaneh  | 

تو بهترین...

اینم ریتمش که گفته بودم٬ ای که خودم میدونم کی هستی هم میشه با۲/۴ زد هم به این مدل ضرب p روی سیمهای bass و ضرب i پایین روی تریبل وi بالا روی تریبل

تو بهترین ساز منو بهترین آهنگ منی

دار و ندار منیو حس دل تنگ منی

تو بهترین ترانمی تو بهترین شعر منی

ای دلسپرده به سفر نگو مسافر منی

نگو منو دوست نداری اشک چشامو درنیار

با رفتنت منو نکش بعد یه عمری انتظار

 

شاید نمیدونی که تو تموم دنیای منی (C)

عزیزترینی واسه من(AM) اگرچه دلرو میشکنی(EM)

شاید نمیدونی دلم(E) به عشق تو زندست هنوز(EM)

رحمی بکن به حال من(AM) دارم میسوزم شب و روز(EM)

اگه دلت شاد میشه(AM) من که ندارم گله ای (C)

بازم منو تنها بزار٬(E)تو که پر از فاصله ای(EM)

اگه دلت شاد میشه(AM) حتی بخند به گریه هام

من واسه تو گریه کنم توام بخندی به چشام(E)

فقط تو لبخند بزن حتی اگه من بمیرم(C)

آخه با لبخند چشات دوباره من جون میگیرم(E)

روی سیم می(E)(اولین سیم)تریبل

 فا دیز سل سل می می /فاسل لا سل فا /می می لا سل لا/سل سل فا فا می/ فا سل لا سل سل/لا سل لا می می

تو بهترین ساز منو بهترین آهنگ منی(AM)

دار و ندار منیو(E) حس دل تنگ منی(EM)

تو بهترین ترانمی تو بهترین شعر منی(AM)

ای دلسپرده به سفر نگو مسافر منی(EM)

نگو منو دوست نداری اشک چشامو درنیار(C)

با رفتنت منو نکش(EM) بعد یه عمری انتظار(C)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 13:11  توسط hamed farzaneh  | 

آی آدما...

گناه آدما

آی آدما دلم پره می خوام ترانه ای بگم

بگم از آسمون دل٬دلو به آسمون بدم

تو لحظه های بی کسی خدا دیگه جا نداره

هروقت یه بار سر می زنه میره و تنها میزاره

توی زمین آدما خدا دیگه یه گمشدست

یه جور مسافر غریب که میدونیم هنوزم هست

آی آدما دلم پره از دست بی وفایها

از عاشق های الکی از این زمین بی خدا

چقد غریبیم رو زمین تو سرزمین همدیگه

چه روزگار بدیه هیچکی دیگه راست نمیگه

چقد گناه چقد گناه چقد حقیریم آدما

مالک قلب هم شدیم نمیدونیم شدیم خدا

جایی واسه ما دیگه نیست تو صحن چشمای خدا

تو دل دیگه جا نداریم برای پاهای خدا

چقد گناه چقد گناه چقد حقیریم آدما

هنوز خدا مال منه یه جور غریب آشنا

هنوز خدا مال منه مال منو مال دلم

خدا یه عمر منو ببخش یه عمره از تو غافلم

....

حامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:22  توسط hamed farzaneh  | 

فکرشم نکرده بودم...

فکرشم نکرده بودم یه روزی ميری از اینجا

منو تنها ميزاری با غم و غصه ی دنیا

فکرشم نکرده بودم تو میشی تموم دنیام

یروزی میاد که دیگه تورو بیشتر از تو میخوام

فکرشم نکرده بودم تو میشی مسافر من

 تا ابد پیت میگردم توی بهت شب روشن

فکر نمیکردم یه روزی منو از خودم بگیری

بگی تا آخر دنیا توی دست من اسیری

دیگه این حالو نمیخوام که شب و روزم تو باشی

 دل و تن از هم جداشن وقتی یک لحظه نباشی

دیگه این حالو نمیخوام توی غصه ها بشینم

توی التماس دستام ناز چشماتو ببینم

فکر نمیکردم یه روزی تو بشی تموم شعرام

لحظه لحظه های بودن شوق فریاد نفسهام

فکر نمیکردم یه روزی تو بشی همه وجودم

من بشم محتاج عشقت تو بشی بود و نبودم

.....

حامي

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 22:12  توسط hamed farzaneh  | 

منو یادم بکن

منو یادم بکن یاد همیشه منو یادم بکن به رسم تکرار

همین که عادت تو و چشاتم منو بسه از این زمونه ی زار

منو یادم بکن یادم نمیره هنوزم توی این دنیا اسیرم

هنوزم آرزوهام مال من نیست هنوز از آرزوهام بی نصیبم

منو یادم بکن یاد همیشه هنوز از یاد چشمام که نمیری

همیشه یاد تو یاد چشامه همیشه تو ی قلب من اسیری

پنجره یادش نمیاد گریه های منو چشمام

یاد روزای گذشته خاطرات بی سرانجام

همشون رفتن از اینجا پنجره همیشگی نیست

یروزی میبینی نیستی!میگی این که زندگی نیست

هنوزم باورت نمیشه عشقم،هنوزم منو باورم نداری

همه شعرام همه تقدیم چشمات منو نسپر به حرم بی قراری

.

.

.

حامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:15  توسط hamed farzaneh  | 

فرقی نداره....

فرقی نداره بودن وقتی همش عذابه

وقتی چشات می خوابن اما دلت نخوابه

فرقی نداره تکرار وقتی همش یه چیزه

وقتی گلایه داری از هرکی که عزیزه

همینه رسم دنیا چه خوب چه بد همینه

وقتی دلت نمی خواد حقیقتو ببینه

همینه رسم دنیا ما هممون اسیریم

یه روز میاد می بینیم ساده داریم میمیریم

فرقی نداره پایان وقتی نباشه آغاز

صدا فقط صدا نیست تو مرگ سوز آواز

فرقی نداره رفتن وقتی نباشه راهی

...........

حامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:7  توسط hamed farzaneh  | 

روزگار

چه روزگار بدیه ما آدما چه بیکسیم

از درد هم میمیریم و به داد هم نمیرسیم

چه روزگار بدیه ساده دلارو میشکنیم

همش خدارو میکشیم همش تو فکر رفتنیم

چه روزگار بدیه گناه شده عادتمون

جای ترس از خدا میترسیم از اینو از اون

کار هر روزمون شکستن یه دنیا دل

برای شادی یه دل پا میزاریم رو صدتا دل

حال بد ما آدما از خودمون آدما

مالک قلب هم شدیم نمیدونیم شدیم خدا

دلم میخواد بمیرمو پر بکشم به آسمون

برم پیش خود خدا بگم چی شد به این زمون

بگم چی شد که عاشقا خسته شدن از عاشقی

جشن دلای آدم مرگ گلای رازقی

بگم چی شد که آدما همدیگه رو دوست ندارن

پنهونکی یواشکی هر روز و هر شب میبارن

بگم چی شد که آدما دل میشکنن به سادگی

زمین شده عشق همه.عشق و خدا و زندگی

آی آدما آی آدما ....

حامی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 13:14  توسط hamed farzaneh  |